خانه خدمات مشاوره ای تحصیلی و آموزشی افت تحصیلی و روش های ایجاد انگیزه درسی

افت تحصیلی و روش های ایجاد انگیزه درسی

بروزرسانی شده اکتبر 6, 2017 8:46 ب.ظ
0
80
افت تحصیلی
افت تحصیلی و روش های ایجاد انگیزه درسی
میانگین 5 رای از تعداد 1

آیا فرزند یا دانش آموز شما با افت تحصیلی مواجه شده است ؟ در این مطلب علاوه بر بررسی عوامل ٬ پیشنهاد هایی در جهت ایجاد انگیزه و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان جمع آوری شده است .

  • منظور از افت تحصيلي چيست؟

افت تحصيلي كاهش نسبي فعاليت درسي و مطالعه يك دانش آموز در يك دوره نسبي در مقايسه با دوره نسبي قبل از آن مي باشد.مثلاً كسي كه طي سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخير در تمامي يا تعدادي از دروس نمرات حدود 12 كسب كرده، مي گوييم در حال حاضر نسبت به سه ماه پيش افت تحصيلي دارد. منظور از آوردن كلمه نسبي اين است كه افت تحصيلي تنها شامل دانش آموزان ضعيف نبوده حتي كسي كه چند ماه پيش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 كسب مي كند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.

  • عوامل موثر بر افت تحصيلي:
  • عوامل مربوط به خود دانش آموز : عوامل فيزيولوژيكي و جسمي مانند ضعف بينايي و شنوايي و غيره
  • عوامل ذهني و رواني مانند ميزان هوش و قدرت حافظه و سلامت رواني ، نداشتن هدف واقعي و عيني و روشن از تحصيل
  • عدم انگيزش دروني براي تحصيل و مطالعه
  • نداشتن اعتماد به نفس كافي
  • ضعف اراده در تصميم گيري هاي تحصيلي و مطالعه و اجراي تصميمات
  • عدم برنامه ريزي دقيق از لحاظ زمان و ميزان مطالعه روزانه
  • نداشتن روش مطالعه مناسب براي دروس مختلف

 

  • عوامل مربوط به خانواده
  • اختلاف خانوادگي و خانواده آشفته ، طلاق فيزيكي يا رواني والدين ، وجود نامادري يا نا پدري وغيره
  • اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازي با والدين و اعتراض به جو خانواده
  • وابسته و متكي نمودن فرزندان به والدين در امور درسي و تكاليف منزل از دوران ابتدايي
  • تحقير ، سرزنش و مقايسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتيجه پايين آوردن اعتماد به نفس وخود پنداري آنان
  • تغييرات منفي در خانواده مانند ورشكستگي سياسي و اقتصادي و اعتياد و غيره
  • تغيير در جهت ارتقاي سريع و غير مترقبه سطح اقتصادي يا اجتماعي خانواده و از خود باختگي و غافلگير شدن فرزندان و انواع انحرافات

 

  • عوامل مربوط به مدرسه
  • گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخي هاي نابجا در كلاس درس
  • رفتارهاي نا مناسب عوامل اجرايي مدرسه مانند مدير ، معاونين ، دبيران و مشاوران
  • جو عمومي حاكم بر مدرسه از لحاظ درسي مانند سخت گيري بيش از حد دبيران در دادن نمره به خاطر بالا فرض كردن سطح علمي مدرسه يا همرنگ شدن دانش آموز با ساير دانش آموزان ضعيف با فرض اينكه همه دانش آموزان مدرسه ضعيف هستند.

 

  • عوامل مربوط به اجتماع
  • دوستان نا باب
  • استفاده نادرست از كلوپ هاي ورزشي ، بدن سازي ، بيليارد و غيره
  • استفاده نادرست از كافي نت ها و گيم نت ها گذراندن وقت زياد در خيابان ها و خارج از منزل

 

  • مهارت هاي صحيح مطالعه :
  • مطالعه با فاصله: مطالعه بي وقفه و مستمر موجب خستگي و بيزاري از مطالعه مي شود؛ روش درست ،90 دقيقه « مطالعه ي با فاصله و استراحت در ميان دو وعده مطالعه ميباشد. مورد زير الگوي مناسبي است :
  1. مطالعه و 15 دقيقه استراحت ، 75 دقيقه مطالعه و 30 دقيقه استراحت ، 60 دقيقه مطالعه و 45 دقيقه
  2. وقتی ميزان مطالعه در يك روز افزايش مي يابد خستگي زياد شده و به دقايق استراحت زيادتري نياز داريد و مدت زمان مطالعه مرحله بعدي بايد كاهش يابد.
  • عدم مطالعه در كنار وسايل صوتي و تصويري روشن
  • لب خواني به جاي بلند خواني
  • مطالعه در حالت نشسته و آرامش به جاي حالت حركت و قدم زدن
  • مطالعه به موقع و بيدار نماندن در شب براي حضور مناسب در كلاس يا جلسه امتحان روز بعد
  • مطالعه نكردن در موقع خستگي
  • عدم مطالعه طوطي وار ، بدون درك و تلخيص و طبقه بندي
  • مطالعه نكردن با حالت افسردگي
  • شروع مطالعه از مطالب آسان به مشكل
  • مطالعه نكردن در حالت نگراني و اضطراب

افت تحصيلي يكي از موضوعاتي است كه شايد همه دانش آموزان در طول سالهاي تحصيل خود با آن دست و پنجه نرم كرده باشند. گاهي اوقات افت تحصيلي از عوامل دروني نشات مي گيرد و گاهي نيز عوامل محيطي دارد . اقتصاد بيمار ، تدريس بد ، وابستگي به كمكهاي آموزشي خارج از مدرسه ، بيماري ، سرخوردگي هاي اجتماعي و خانوادگي و… از جمله عواملي هستند كه هر كدام در افت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارند.

يكي از دلايل عمده افت تحصيلي مخصوصا در دانش آموزان دوران دبستان وابستگي آنها به والدين است . مثلا وابستگي اي كه در دوران ابتدايي بين والدين و فرزندان شكل مي گيرد و وقتي آن نيروي كمكي به هر شكلي يا علتي نتواند ديگر به آنها كمك كند آن وقت زمينه افت تحصيلي در فرزند شما به وجود مي آيد . از آنجا كه وابستگي به مرور زمان شكل مي گيرد قطع وابستگي نيز بايد در طول زمان صورت بگيرد . كودك شما بايد روزي روي پاي خود بايستد و بتواند تكاليفش را به تنهايي انجام دهد ، ولي عادت دادن او به اين كه هميشه كسي ، دوستي يا قوم و خويشي است كه در دروس مدرسه به آنها كمك كند اين تفكر كه هميشه كسي براي تكيه كردن وجود دارد را در ذهن او تقويت مي كند و سرانجام با از بين رفتن اين تكيه گاه تحصيلي نشانه هاي افت تحصيلي در كارنامه فرزند دانش آموز شما جلب توجه مي كند. اين به اين معني نيست كه اصلا به دانش آموزان خود كمك نكنيد بلكه هدف شما از كمك بايد اين باشد كه او را در شرايطي قرار دهيد كه اگر ضعفي دارد روي پاهاي خود بايستد. البته اگر شما به طور ناخواسته كودك تان را به خود وابسته كرده باشيد با اولين تلاش نمي توانيد شرايط لازم را براي داشتن استقلال تحصيلي در او به وجود بياوريد و حتي ممكن است قطع كمكهاي آموزشي شما سبب افت تحصيلي موقت فرزند دانش آموزتان شود، ولي اين دوره مدت زيادي به طول نخواهد انجاميد ؛ البته شما بايد زمان مناسبي را براي قطع كمكهاي آموزشي خود انتخاب كنيد. براي مثال در جريان امتحانات نبايد يكدفعه پشت فرزند خود را خالي كنيد. بهترين زمان براي اين كار وقتي است كه امتحانات جدي در پيش روي فرزند دانش آموز شما وجود ندارد . اگر والدين ، فرزندان خود را به جاي يادگيري در مدرسه به يادگيري در محيط خانه وابسته كنند براي هميشه معلول يك علت بزرگ باقي خواهند ماند. 

  • مشكلات خانوادگي :

دعواهاي خانوادگي زن و شوهر و تداوم آنها يكي از عواملي است كه بشدت سبب تضعيف روحيه و افت تحصيلي دانش آموزان مي شود. از آنجايي كه كودكان در چنين لحظاتي زود انرژي و توان خود را از دست مي دهند و نمي توانند همزمان با تحصيل بار مشكلات خانوادگي را نيز به دوش بكشند خسته و ناتوان مي شوند و اولين آثار خستگي روحي آنها را مي توان در كيفيت نمرات درسي آنها مشاهده كرد. والدين نبايد در چنين شرايطي از فرزند دانش آموز خود توقع نمرات خوب داشته باشند و به او بگويند اين دعواها ربطي به تو ندارد. چنين چيزي غير ممكن است زيرا فرزندان جزيي از محيط خانواده هستند و هر چيزي چه مثبت چه منفي تاثيرات زيادي روي آنها در محيط خانواده خواهد داشت. اين وظيفه والدين است كه مراقب روحيه فرزندان دانش آموز خود باشند تا مانع از فرورفتگي شخصيتي آنها شوند و به اين ترتيب راه را بر هر نوع زمينه انحرافي كه در چنين لحظاتي آينده فرزندان را تهديد مي كند ببندند.

  • اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان

گاهي اوقات يكي از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان معلمها هستند. گاهي ديده شده تعدادي از معلمان بعضي اوقات در سر كلاس درس شروع به شكايت از وضع مادي خود مي كنند و ناخواسته اين پيغام را براي دانش آموزان مي فرستند كه تحصيل در شرايط امروز جامعه فايده اي ندارد و كساني كه در جستجوي وضع مادي بهتري مي گردند بايد آينده بهتر را در بازار كار جستجو كنند. بايد به خاطر داشت كه اين تبليغات سوئ دانش آموزان را منحرف مي كند و همين انحراف از تحصيل زمينه ساز افت تحصيلي آنها مي شود. اعتماد به نفس دانش آموز خود را تقويت كنيد : كمبود اعتماد به نفس در دانش آموزان يكي از عواملي است كه دانش آموزان را از تلاش و خودباوري باز مي دارد و سبب افت تحصيلي شديد آنها مي شود. والدين بايد به دانش آموزان خود كمك كنند تا خودشان را باور كنند و بتوانند خلاقيت هاي تحصيلي خودشان را بروز دهند. ترس از رفوزه شدن يا گرفتن نمرات بد در امتحانات آخر سال يكي از عوامل خطرناكي است كه سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود. ترس از شكست ، انرژي دانش آموزان را ضعيف مي كند و آنها را به عقب هل مي دهد. مي شود با صحبت كردن و تعريف خاطراتي از دوراني كه خودتان نيز دانش آموز بوديد ترس آنها را از امتحانات كاهش دهيد . بعضي از دانش آموزان خيلي زودرنج هستند و به همين علت زود به مرز افسردگي مي رسند. والدين بايد به آنها راه مبارزه با مشكلات را بياموزند. بايد به فرزند دانش آموز خود بياموزيد تمام مشكلاتي كه بر سر هر انساني مي آيد به خاطر اين است كه آنها نتوانند خوب پيشرفت كنند و مشكلات نيز همين را مي خواهند .

به فرزند دانش آموز خود بياموزيد كه مقاومت و استقامت را در خود تقويت كند . البته والدين خود بايد الگوي مناسبي براي فرزندان باشند. هر گام موثري كه شما در راه تقويت اعتماد به نفس فرزندتان بر مي داريد زمينه سازي براي پيروزي هاي تحصيلي آينده آنها خواهد شد. مثلا وقتي معلمي به جاي تقويت انگيزه دانش آموزان براي ادامه تحصيل و كسب نمرات بهتر به آنها ميگويد كه پول در بازار ريخته و با گفتن اين كه ما هم اشتباه كرديم آمديم معلم شديم و با شما كله پوك ها سر و كله مي زنيم يا اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود اين گونه افكار را در سر كلاس درس مطرح مي كنند و مقام معلم را پايين مي آورند ، همين پيام در ذهن دانش آموزان تاثير مي گذارد و سبب انحراف ذهني آنها مي شود. به همين ترتيب والدين نيز در افت تحصيلي خيلي نقش دارند. يك حرف مي تواند سرنوشت دانش آموزي را عوض كند و سبب دلسردي او از ادامه جدي تحصيلات شود . بايد مراقب اظهاراتي كه در حضور دانش آموزان درخصوص آينده و فارغ التحصيل شدن مي شود بود. بعضي از والدين ناخواسته اين طرز فكر را در ذهن فرزندان خود به وجود مي آورند كه درس خواندن به بيراهه رفتن است. به خاطر داشته باشيد از آنجا كه فرزندان شما در سن كم تجربگي هستند و از اظهارات اطرافيان نزديك خود الگوبرداري مي كنند نبايد در حضور آنها چيزهايي را بيان كرد كه تاثيرات منفي بر آنها داشته باشد.

  • دوستان ناباب

يكي از عوامل ديگر كه سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود معاشرت با افراد ناباب است . فراموش نكنيد كه دوستان در سرنوشت فرزندان شما نقش خيلي موثري دارند. بكوشيد به طور غير مستقيم كنترلي روي دوستان فرزندان خود داشته باشيد و مراقب ارتباطهايي كه آنها با ديگران در خارج از محيط خانواده برقرار مي كنند باشيد. در مدرسه دانش آموزان زيادي با افكار و شخصيت هاي متفاوت وجود دارند كه همگي آنها مي توانند تاثيرات مثبت و گاه نامطلوبي روي فرزند شما داشته باشند. طبيعتا شما هميشه نمي توانيد همراه فرزند خود باشيد ، ولي مي توانيد به او بياموزيد هر كسي را به دوستي قبول نكند. بكوشيد علاوه بر داشتن شناختي از دوستان نزديك فرزندان خود شناختي نيز از خانواده آنها داشته باشيد.

  • غذا و بيماري

بيماري مي تواند در افت تحصيلي دانش آموزان نقش داشته باشد. والدين همواره بايد مراقب جسم و روح فرزندان خود باشند و به تغذيه آنها در طول سالهاي تحصيل بخصوص هنگام امتحانات اهميت ويژه اي قائل شوند. دانش آموزان بايد غذاي مناسبي ميل كنند تا انرژي مورد نياز براي ي ادگيري در سر كلاس درس را داشته باشند. دانش آموزاني كه غذاي كافي نمي خورند همواره در سر كلاس درس خسته ، افسرده و زودرنج هستند و چيزي ياد نمي گيرند.

  • كشش به سوي غير همجنس

خيلي از دانش آموزان در فاصله سالهاي راهنمايي – دبيرستان دل به عشقهاي زودرسي مي دهند كه سبب انحراف فعاليت هاي ذهني آنها از مطالب درسي به احساسات زودگذر مي شود . در چنين شرايطي دانش آموزان به جاي صرف انرژي خود براي مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل مي دهند و تمام تلاش خود را براي جلب توجه طرف مذكور متمركز مي كنند و از مسير اصلي منحرف مي شوند . بايد دانست كمبود عاطفه در دانش آموزان به سرعت خود را نشان مي دهد. والدين مي توانند براي بازگشت مجدد فرزند دانش آموز خود به مسير اصلي زندگي نقش موثري در اين خصوص ايفا كنند. ارتباط برقرار كردن با غيرهمجنس در طول تحصيل در سال هاي آخر دبيرستان كه سالهاي سرنوشت سازي در آينده دانش آموزان هستند سبب تغيير هدف و علاقه مي شود. به دانش آموزان خود بياموزيد كه دوست داشتن درس و نه دوست داشتن ديگران آنها را به پيروزي مي رساند. دانش آموزاني كه از درس راهي براي رسيدن به هدف نساخته اند انگيزه هم براي پيروزي ندارند.

  • تكليف خانه

تكليف دانش آموزان در منزل فعاليتي هدفدار، تكنيكي و وسيله اي در خدمت يادگيري است لذا نبايد آنرا به منزله وسيله اي جهت پر كردن اوقات فارغت دانش آموزان و يا سرگرم كردن آنان تلقي نمود. تكليف بايد با تواناييها و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد. مدت تكليف بايد متناسب باشد با مدت زماني كه لازم است دانش آموز در منزل صرف امور درسي كند. ولي گهگاه اين تناسب رعايت نمي شود. و تكاليف سنگين بر دانش آموزان تحميل مي شود كه موجب خستگي ودلسردي مي شود.

كرزيك ( 1966 ) در يكي از مطا لعاتش از محصلين علل بي ميلي شان به انجام تكاليف را جويا شد . آنان »عمدتاً اين سه مورد را ابراز داشتند: مزاحمتهاي درون خانه _ عدم جذابيت تكاليف _ تماشاي تلويزيون _آموزگاران نيز مهمترين علل را به ترتيب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زياد بودن تكاليف و عدم رسيدگي و كنترل اولياء ذكر كرده اند. معلم بايد در خصوص زماني كه هر دانش آموز براي انجام تكليف صرف مي كند و نيز از علاقه پشتكار، استعداد، سرعت عمل، و… اطلاعات كافي داشته و بر اين اساس براي دانش آموز تكليف تعيين كند. و گاه نيز دانش آموز به دلخواه خود از بين آنها، تكليف براي خود انتخاب كند. محتواي كتب درسي از عوامل مهم و تعيين كننده در افت يا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كتابهاي درسي است كه به دانش آموزان ارائه مي شود. اين مسئله از دو جهت در نظام آموزشي ح ائز اهميت است . اول آنكه : ارزشيابي تحصيلي و استخدامي، تعيين صلاحيت علمي افراد و نيز ملاك ورود به دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي، و… بر محور كتابهاي درسي و فهم محتواي آن استوار است. دوم اينكه: اگر بگوييم كتب درسي تنها وسيله آموزشي است كه در اختيار معلمين قرار مي گيرد، سخني به گزاف نگفته ايم.

اكنون اين سئوال به جاست كه آيا تنه هدف نظام تعليم و تربيت انتقال محتواي كتب درسي به دانش آموزان است؟ آيا انتظار جامعه، از نظام آموزشي تنها انباشته كردن اصطلاحات و مفاهيم موجود در كتب درسي است در ذهن دانش آموزان يا نه آنچه مهم است، تربيت صحيح و اسلامي دانش آموزان است . يعني ايجاد جو و محيطي مطلوب در مدرسه براي رشد و پرورش استعداد هاي نهفته و شكوفا كردن قوه ابتكار و خلاقيت، آموزش آداب و ارزشهاي اسلامي به دانش آموز است تا با آمادگي قبلي كافي افرادي سازنده براي جامعه تربيت شوند. آنچه بايد در هر نظام تعليم و تربيت و ملحوظ باشد، تربيت شهروندان سازگار، ساختن و پرداختن »پر « . شخصيتهاي سالم، انتقال علوم و معارفي است كه ابعاد وجود مختلف جهان هستي را مي شناساند. واضح است كه انتقال علوم و معارف تنها نقش ابزار و مقدمه دارند نه هدف . لكن متأسفانه آنچه در نظام آموزشي ما به عنوان هدف اصلي قلمداد مي شود تنها انتقال دانش و معارف موجود در كتابهاست!

  • نقش انگيزش در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و يادگيري آنها

ايجاد هوشياري و توجه دردانش آموزان: وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگيري مطالب درسي است ودقت وتوجه كم سبب يادگيري ضعيف دردانش آموزان مي گردد.بنابراين معلمان ومربيان براي افزايش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابيروروشهاي مختلف،مي توانند توجه دانش آموز ان رابه مطالب درسي جلب نمايند.درحقيقت معلم بايد دركلاس درس،نقش يك محرك رابازي كند .معني دار كردن مطالب،پيچيدگي وسهولت ياسختي وآساني مطالب وگفته ها،رفتارهاي معلم ازقبيل نگاه كردن يكسان وهمه رامخاطب قراردادن،كيفيت نوشته هاي معلم برروي تخته،همه به طورمستقيم توج ه ودقت دانش آموزان راتحت تأثيرقرار مي دهد.معلم بااستفاده ازتدابيرآموزشي مي تواند بعدازايجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ نمايد.ازسوي ديگركم يازيادبودن علاقه دانش آموزان نسبت به يادگيري وآموختن موضوعهاي مختلف درسي به تجارب آنها دربرخوردبااين موضوع ها ارتباط دارد .تجارب يادگيري دانش آموزان دردرسهاي مختلف وقتي به صورت موفقيت ها يا شكست هاي پي درپي باشد، سبب ايجاد تصوراتي نسبت به تواناييهادررابطه بايادگيري موضوع هاي مختلف مي شودوحتي انگيزه آنهارادررابطه باموضوع هاي مشابه،تحت تأثيرقرار مي دهد.اگردانش آموز معتقد باشدكه درگذشته،دريادگيري مطالب مشابه بامطالب جديد موفق بوده است باعلاقمندي ودقت به مطالب جديدگوش فراداده وآنها رامي آموزد، اما اگر به اين اعتقاد رسيده باشدكه يادگيري مطالب جديد نيزمانند يادگيري مطالب مشابه درگذشته منجر به شكست خواهد شد،نسبت به يادگيري آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.اين انگيزه هاي مثبت ومنفي ابتدا مشخص ومحدود به موضوعهاي خاص درمدرسه هستند،اما باافزايش تجارب مثبت يامنفي، گسترش مي يابند وتا آنجا پيش ميروند كه تمام دروس رافرامي گيرند. اگر تجارب داتش آموزازمحيط مدرسه خصوصاً درسالهاي نخست تحصيلي حاكي از وجودشايستگي ولياقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقييت وافزايش اعتماد به نفس درسالهاي آتي نيزتكرار خواهد شد.چنين فردي قادرخواهد بود باتكيه براين تجارب موفقيت آميزدرحين تحصيل آن رابه زندگي واقعي خودتعميم دهد وبدون تحمل سختي بربحران ها،فشارهاواسترس هاي شديددرزندگي غلبه كند.اين احساس لياقت وشايستگي كه در مدرسه آموخته مي شود،وي راقادرمي سازددرحل مسائل ازروشهاي واقع بينانه اي استفاده كند .ازسوي ديگر،تجارب شكست وعدم شايستگي طي ساليان تحصيل درمدرسه دردانش آموزان سبب ايجاد علائمي ازاحساس حقارت و خودكم بيني وپريشاني مي شودوبرارتباطات آنها دردنياي خارج ازمدرسه نيز تأثيرمي گذارد.

پيشنهاد هايي براي بر انگيختن و حفظ توجه و علاقه به يادگيري در دانش آموزان

  1. همكاري ميان دانش آموزان رابااستفاده ازانواع شوراهاي دانش آموزي(تحصيلي،بهداشتي)تشويق كنيد *درصورت لزوم درشيوه كاري خود تغييردهيد وميان ساعات تدريس طولاني وسخت،فرصت استراحت كوتاهي کنید ، مثلاً يك حركت ورزشي ساده رافراهم كنيد.
  2. براي تشويق روح همكاري،جلساتي براي درميان گذاشتن مسائل تشكيل دهيد.
  3. ارزش يادگيري رابه دانش آموزان گوشزد كنيد ومحدوديت ها وزيانهاي عدم يادگيري رايادآورشويد. تأثير مشوق هادرانگيزه: مشوق عاملي است كه دستيابي به آن،انگيزه هاي افرادراارضامي نمايد.براي دانش آموزان نمره خوب ورسيدن به پاسخ صحيح يك مسئله هردومشوق به حساب مي آيند .درواقع مشوق ها همان تقويت كننده هاي مثبت بوده وعاملي هستندكه افرادبراي دستيابي به آن كوشش مي نمايند.

تقويت كننده هاي مثبت به چهار دسته تقسيم مي شوند:

  1. تقويت كننده نخستين:مانند آب وغذاكه درحقيقت نيازهاي فيزيولوژيكي موجودزنده را ارضا مي كند.
  2. تقويت كننده شرطي:مانند پول ، نمره ، مقام ، شغل و …
  3. تقويت كننده اجتماعي:مانند توجه،محبت،تائيد،لبخندزدن ونوازش كردن و … هستند.
  4. تقوين كننده شخصي:كه به آن انگيزش دروني نيزگفته مي شودكه درحقيقت رضايت خاطرحاصل از يادگيري وكسب دانش ازآن موارد مي باشد.اين انگيزه ها نيازي به تقويت كننده هاي مشخص خارجي نداشته بلكه فعاليت يادگيري ونتايج حاصل ازآن،خوداثرتقويتي دارند.باتوجه به تقويت كننده هاي فوق الذكربه معلمين ووالدين توصيه مي شود كه دردانش آموزان به تدريج اثر انگيزه هاي بيروني راكم كرده ومشوق انگيزش دروني باشند تابدين ترتيب دانش آموزان يادگيري رابه خاطر يادگيري وفراگرفتن آموخته هاي جديدانجام دهند،نه به خاطركسب مشوق هاي مادي وزودگذر.

به معلمين و والدين گرامي توصيه مي شود كه به موارد زير توجه كنند

  1. معلمان ارارائه مطالب كسل كننده واستفاده ازروشهاي يكنواخت تاحدامكان خودداري كرده وتنوع درشيوه
  2. تدريس رارعايت كنندوازمتكلم وحده بودن پرهيزنمايند.
  3. ميزان توجه ودقت شاگردان به معني داربودن مطالب،تازگي،پيچيدگي وسادگي مطالب نسبت مستقيم دارد،بنابراين،اين امرهمراه باتغييردررفتارمعلم حين درس توجه ودقت دانش آموزان راافزايش خواهدداد.
  4. استفاده ازتشويق هاي كلامي مانند عالي،مرحبا،احسنت پس ازعملكرددرست شاگردان سبب افزايش و تقويت يادگيري مي گردد.
  5. والدين ومعلمين ازنمرات دانش آموزان تنها به عنوان وسيله اي براي دادن بازخوردوتوجه هرچه بيشترآنان به نقاط ضعف وقوت خود وميزان يادگيري ايشان استفاده كنند،نه بعنوان وسيله اي براي تنبيه.
  6. معلمان مطالب آموزشي بصورت متوالي ازساده به مشكل ارائه دهند تادرابتداشاگردان دريادگيري مطالب ساده موفقيت بدست آورند وانگيزه آنها دركسب يادگيري هاي بعدي افزايش يابد.
  7. معلمين ازايجادرقابت وهم چشمي دربين دانش آموزان،خودداري ورزند.
  8. معلمين بااستفاده ازمثالها واصطلاحات آشناوساده،زمينه افزايش سرعت يادگيري راايجادكنند.
  9. استفاده ازبحث هاي گروهي،بازيهاي آموزشي،ايفاي نقش مراجعه به كتابخانه وجمع آوري اطلاعات و آگاهي ازميزان پيشرفت خود سبب افزايش علاقه وتوجه دردانش آموزان مي گردد. درانتها يادآوري اين نكته مهم به نظرمي رسد كه ايجاد فضاي آزاد يادگيري بدون احساس ترس و اضطراب ازعدم موفقيت وشكست، تشويق دانش آموزان به اظهار عقايد و انديشه هاي خود و درنتيجه افزايش حس مسئوليت و قبول توانائي ها وشايسته گيهاي خود از امور بسيار مهم درفراگيري سريع تر ومناسب تراست.

براي بارور شدن نهال تعليم و تربيت، ملاحظه و مراعات كيفيت شخصيت ها در درجه اول اهميت قرار دارد. يكي از امور مسلم در تربيت اسلامي اين است كه افراد همان طور كه از لحاظ محيط هايي كه در آن پرورش مي يابند با يكديگر فرق دارند، در موهبت ها و استعدادها و لياقت ها نيز با يكديگر متفاوتند. شكي نيست كه اين تفاوت ها ناشي از حكمت الهي است. زيرا همين تفاوت ها انسان را به سوي تكامل سوق ميدهد.

معلمي كه بدون توجه به تفاوت هاي فردي دانش آموزان برايشان تكليف تعيين مي كند و از همه انتظارات يكسان دارد، معلم موفقي نيست. چنين معلمي دير يا زود در امر تعليم با مشكل روبه رو مي شود. زيرا تعدادي از دانش آموزان نمي توانند انتظارات او را برآورده كنند و اين جاست كه معلم به تنبيه بدني و يا غيربدني روي مي آورد و البته تنبيه بدني غالبا سازنده نيست. بلكه به عنوان يك عامل بازدارنده محسوب مي شود. كودك ممكن است از ترس تنبيه ظاهرا از كاري دست بردارد اما عادت او از بين نمي رود . تنبيهات غيربدني نظير طعنه، سرزنش، دشنام و تحقير نيز ضررشان كمتر از تنبيهات بدني نيست. حضرت علي(ع) مي فرمايد: زياده روي در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور مي كند.

اين قبيل تنبيهات شخصيت كودك را در هم مي كوبد و اسباب ترس و اضطراب وي را فراهم مي كند. براي جلوگيري از رفتار ناشايست دانش آموزان، معلم بايد با اشاره موارد منفي در رفتار آن ها را تذكر دهد. چرا كه آشكارگويي پرده هيبت و ابهت معلم را دريده و موجب جرات و شهامت شاگرد مي شود و با لجبازي كردن سعي در تكرار عمل مي نمايد. متاسفانه تعدادي از معلمين زماني كه در شروع سال تحصيلي به كلاس وارد مي شوند، دانش آموزان گستاخ و شلوغ را شناسايي كرده و براي جلوگيري از مشكلات بعدي با طعنه و دشنام و تحقير سعي در سركوب كردن او مي نمايند. اين عمل ممكن در مورد تعداد انگشت شماري از دانش آموزان، به ظاهر با موفقيت همراه باشد اما آتش لجاجت را در وجود او شعله ور مي كند و حداقل كاري كه مي كند توجه نكردن و دل سردشدن از درس مي باشد و در مورد تعدادي از دانش آموزان نيز باعث درگيري هاي لفظي و زمينه تنبيه هاي بدني و غير بدني مي گردد. درست است كه معلم در شروع سال تحصيلي بايد به شناسايي دانش آموزان بپردازد و بلكه اين بهترين كار مي باشد اما اين شناسايي بايد براي ريشه يابي مشكلات جسمي و رفتاري او باشد. دانش آموزان يك كلاس فقط از نظر پايه تحصيلي با هم يكي هستند و در بقيه موارد مثل بهره هوشي، استعدادها، توانمندي ها، سطح درآمد خانواده، سطح سواد، فرهنگ و ارزش هاي مورد قبول خانواده با هم متفاوتند. شايد دانش آموزي كه اينك سركلاس نشسته است، شب گذشته شاهد بدترين نزاع و درگيري پدر و مادر بوده است.

ديگري به دليل مشكل مالي خانواده، از تغذيه درستي برخوردار نيست و از نظر جسماني آمادگي پذيرش درس را ندارد. ديگري مرتب مورد تحقير و سرزنش خانواده قرار دارد و در جواب آن ها لجاجت و سركشي را در پيش گرفته است. در كنار آن ها كسي است كه از فرط توجه و حمايت پدر و مادر نيازي به توجه به درس و معلم نمي بيند. حال چگونه مي توانيم از همه انتظارات يكسان داشته باشيم. چرا به جاي اين كه به دانش آموز بر چسب گستاخ، پررو، بي تربيت و تنبل بزنيم، ريشه مشكل را پيدا نكنيم. درست است كه حل كردن مشكل تمام دانش آموزان و يا حتي بعضي از آن ها در توان معلم نيست، اما شناخت مشكل و توجه به آن ممكن و راه گشا مي باشد. راه حل درست و منطقي دربرخورد با دانش آموزان اين است كه به او توجه كنيم و احترام بگذاريم. احترام يكي از بزرگ ترين عوامل جلب محبت و اطاعت است و توهين به شخصيت مردم يكي از مهم ترين وسايل برانگيختن دشمني و مخالفت است.

حضرت علي(ع) فرمود: با مخاطب خويش پسنديده سخن گوييد تا او نيز با شما با احترام جواب گويد.همچنين نياز آدمي به تحسين و تشويق از تمايلات فطري است و تا پايان عمر با آدمي مي ماند. اصولاتصور اين كه عمل انسان مورد قبول ديگران واقع شود به انسان قدرت مي بخشد و انسان از آن لذت ميبرد. شايد بعضي معتقد باشند كه يك دانش آموز گستاخ و تنبل موردي براي تشويق ندارد. در صورتي كه اين طور نيست و معلم بايد با صبر و حوصله اي كه به خرج مي دهد، رفتارهاي نادرست دانش آموز را نديده بگيرد و در عوض به دنبال كوچك ترين و كم اهميت ترين مورد براي تشويق باشد.

من اين مورد را بارها در كلاس آزموده ام و نتيجه خوشايندي گرفته ام. در مورد دانش آموزان شلوغ، كمترين توجه آن ها به درس و يا دست بلند كردن آن ها براي پاسخ دادن حتي اگر جواب سوال بسيار آسان و قبل از او كسي پاسخ را داده باشد، مي تواند بهانه اي براي تشويق باشد. دادن مسئوليت به دانش آموزان شلوغ و حمايت از آن ها در برابر بقيه دانش آموزاني كه به آن ها بر چسب بي تربيت و… مي زنند، راه را براي ارتباط با دانش آموز باز مي كند. يكي از مواردي كه خود تجربه كردم، دانش آموزي بود كه بسيار گستاخ و تنبل بود و هيچ وقت تكليف نداشت طوري كه وقتي مشكلش را در جمع همكاران مطرح كردم، تقريبا همه اين طور پاسخ دادند كه : او دانش آموزي پررو و از خود راضي است و به هيچ عنوان درست شدني نيست. وقت خود را صرف او نكنيد كه فايده ندارد. اوبا خنده هايش كلاس را به تمسخر گرفته است و… اما من تصميم داشتم كه او را به كلاس و درس علاقه مند كنم. پس از تحقيقاتي كه انجام دادم، متوجه شدم كه وي فرزند يك خانواده پرجمعيت بود. پدر كارگر و بي سوادي داشت كه به خاطر سختي هايي كه خود در زندگي متحمل شده بود، دوست داشت بچه هايش باسواد شوند .بنابراين هر وقت نمره بدي از آن ها مي ديد، آن ها را به شدت كتك مي زند و متاسفانه كتك خوردن براي بچه ها يك عادت شده بود. پس از آگاهي از مشكلاتش، با خانواده اش صحبت كردم و قول همكاري از آن ها گرفتم. در جمع همكاران نيز مشكلات او را مطرح كردم و با هم توافق كرديم كه از طريق محبت و تشويق، باعث تغيير در رفتار او شويم. در اولين جلسه اي كه وارد كلاس شدم به دنبال فرصتي بودم كه او را تشويق كنم اما به دست آوردن اين فرصت در جمع شاگرداني كه تا به حال فقط شاهد تنبيه و تحقير او در كلاس هاي مختلف بودند بسياردشوار بود. سرگروه ها تكاليف خود را نشان دادند و اعلام كردند كه فلاني باز هم تكليف ندارد. از او خواستم دفترش را بياورد براي اولين دفعه دو سوال آن هم بدون جواب اما با خطي زيبا نوشته بود. فرصتي كه به دنبالش بودم فراهم شد. بنابراين با چشم پوشي از ننوشتن كامل سوالات و جواب ندادن به آن، دفترش را بالا گرفتم و گفتم : بچه ها ببينيد دوستتان چه خط زيبايي دارد و چقدر تميز نوشته است . در حالي كه ناباورانه به من چشم دوخته بود، اضافه كردم: حيف نيست، شما كه خطي به اين زيبايي داري، تكليفت را كامل ننويسي؟ سپس از بچه ها خواستم او را تشويق كنند و در زير دفترش چنين نوشتم: هزار آفرين به شما فرزند خوبم كه چنين زيبا مي نويسي. اگر جواب سوال ها را هم بنويسي حتما زيباتر مي شود. موفق باشيد. در جلسات بعد نيز در جست وجوي نكات مثبت رفتارش بودم و كمترين توجه به درس و يا كمترين پيشرفت در درس را مورد تشويق قرار مي دادم. بعد از چندين جلسه نشانه هايي از تغيير رفتار مانند: دست بلندكردن، شركت در بحث هاي كلاس، كاهش بي انضباطي و برقراري ارتباط دوستانه با هم كلاسي ها و معلمين در او مشاهده شد، از طرف ديگر معاون مدرسه نيز از او خواسته بود كه اسامي دانش آموزاني را كه دير مي آيند به دفتر گزارش كند و همين امر او را نسبت به قوانين مدرسه مطيع تر كرده بود. كم كم دانش آموز گستاخ و تنبل اول سال به دانش آموز مودب و مسئوليت پذير و علاقه مند به درس تبديل شد. از جمله علل اين تغيير رفتار احترام به شخصيت دانش آموز، چشم پوشي عيب ها و سعه صدر معلم براي جلوگيري از تضاد با دانش آموز، تشويق كوچك ترين رفتارهاي مثبت و برجسته كردن اين رفتار به ظاهري بي ارزش و مهم تر از همه ايجاد رابطه دوستانه بين معلم و دانش آموز مي باشد. درست است كه وجود استعدادهاي متفاوت در افراد، معلم را وادار مي كند تا برخوردهاي متفاوتي داشته باشند ولي در صميمي بودن نبايد تفاوت بگذارند. اگر معلم با دانش آموز صميمي باشد، دانش آموزان نيز متقابلا او را دوست خواهند داشت و همين رابطه دوستانه، باعث نفوذ معلم در دانش آموز مي شود. دانش آموز اگر معلم خود را دوست بدارد، سخنان او را قبول مي كند و خود را موظف به پيروي از او مي بيند.

در صورتی که در خصوص کشف علل افت تحصیلی فرزندان خود و همچنین ایجاد انگیزه در آنان نیاز به مشاوره دارید ٬ هم اکنون میتوانید با مشاوران مجرب ما تماس حاصل فرمایید 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تحصیلی و آموزشی

بررسی کنید

نتایج انتخاب‌ رشته دکتری ۹۷ دانشگاه آزاد اسلامی

نتایج انتخاب‌ رشته دکتری ۹۷ دانشگاه آزاد اسلامیمیانگین 5 رای از تعداد 1 نتایج انتخاب رشته …